تبليغاتX
the best in the future
 
everything you need
   
  حسن نامي وارد دهي شد و در مكاني كه اهالي ده جمع شده بودند نشست و بناي گريه گذاشت.

سبب گريه‌اش را پرسيدند، گفت: من مردغريبي هستم و شغلي ندارم براي بدبختي خودم گريه مي‌كنم، مردم ده او را به شغل كشاورزي گرفتند.

شب ديگر ديدند همان مرد باز گريه مي‌كند، گفتند حسن آقا ديگر چه شده؟ حالا كه شغل پيدا كردي،

گفت: شما همه منزل و ماءوا مسكن داريد و مي‌توانيد خوتان را از سرما و گرما حفظ كنيد ولي من غريبم و خانه ندارم براي همين بدبختي گريه مي‌كنم.

بار ديگر اهالي ده همت كردن و برايش خانه‌اي تهيه كردند و وي را در آنجا جا دادند. ولي شب باز ديدند دارد گريه مي‌كند. وقتي علت را پرسيدند

گفت: هر كدام از شما‌ها همسري داريد ولي من تنها در ميان اطاقم مي‌خوابم.

مردم اين مشكل او را نيز حل كردند و دختري از دختران ده را به ازدواج او در آوردند.

ولي باز شب هنگام حسن آقا داشت گريه مي‌كرد. گفتند باز چي شده، گفت: همه شما سيد هستيد و من در ميان شما اجنبي هستم.

به دستور كدخدا شال سبزي به كمر او بستند تا شايد از صداي گريه او راحت شوند ولي با كمال تعجب ديدند او شب باز گريه مي‌كند، وقتي علت را پرسيدند گفت: بر جد غريبم گريه مي‌كنم و به شما هيچ ربطي ندارد!!!

 
 
 |    نوشته شده توسط آرش
 
   
 

كشاورزي بود كه تنها يك اسب براي كشيدن گاوآهن داشت. روزي اسبش فرار كرد.

همسايه ها به او گفتند: چه بد اقبالي!

او پاسخ داد: ممكن است.

روز بعد اسبش با دو اسب ديگر برگشت. همسايه ها گفتند: چه خوش شانسي!

او گفت: ممكن است.

پسرش وقتي در حال تربيت اسبها بود افتاد و پايش شكست.

همسايه ها گفتند: چه اتفاق ناگواري.

او پاسخ داد: ممكن است.

فرداي آن روز افراد دولتي براي سربازگيري به روستاي آنها آمدند تا مردان را به جنگ ببرند اما پسر او را نبردند.

همسايه ها گفتند: چه خوش شانسي !

او گفت: ممكن است.

و اين داستان ادامه دارد، همانطور كه زندگي ادامه دارد...

 
 
 |    نوشته شده توسط آرش
 
   
  چگونه فراموشت کنم تو را؟ که همزمان با تولدت درقلبم همه را فراموش کردم.برایم تمامی اسمها بیگانه شدند و همه خاطرات مردند دستم را به تو می دهم قلبم را به تو می دهم فکرم را نیز به تو می دهم بازوانم را به تو می بخشم و نگاهم از ان توست و شانه هایم که نپرس دیگر با من غریبه اند! وتمامی لحظات تو را می خواهند و برای عطر نفس هایت دلتنگی می کنند.چگونه فراموشت کنم تو را که از خرابه های بی کسی به قصر سپید عشق هدایتم کردی.عاشقی بی قرار ویاری با وفا برای خویش ساختی و برای اشکهایم شانه هایت را ارزانی داشتی چگونه فراموشت کنم تو راکه سالها در خیالم سایه ات را می دیدم.و تپش قلبت راحس می کردم.و به جستجوی یافتنت به در گاه پروردگارم دعا می کردم که خدایا پس کی او راخواهم یافت؟حال که پیدایت کردم دلت را به من بده.فکرت را به من بده و سرت را روی شانه هایم بگذار. و بگذار عطر کلماتت را میان هم قسمت کنیم  
 
 |    نوشته شده توسط آرش
 
   
  این دلتنگی های مدام بد جور امانم را بریده است.دیگر از دست گریه هم کاری بر نمی اید

دل انقدر تنگ است که گریه های مدامم هم ارامش نمی کند.من از این بغض های گاه و بی گاه

از این لحظه های تکراری دلتنگی و اندوه خسته شده ام

من از این ترک کردن های غیر منطقی و بی دلیل خرد شده ام و خسته دیگر سکوت شده ام و این همه صبوری

دارد امانم را می برد

دیگر نمی خواهم صبور باشم

نمی خواهم سال ها منتظر باشم تا شاید شاید بیایی چرا درک نمی کنی که خیلی دوستت دارم

چرا درک نمی کنی که باید مرا دوست داشته باشی... خیلی

امیدوارم روزی که فهمیدی چقدر مرا دوست داری همین نزدیکی باشم

این را بدان که همیشه دوستت داشتم و دارم تا همیشه دنیا

 
 
 |    نوشته شده توسط آرش
 
   
 

به این تست شک نکنید. این آخرین و استانداردترین تست شخصیت شناسى است که این روزها در اروپا بین روانشناسان در جریان است. پاسخهایش هم اصلاً کار دشوارى نیست. کافى است کمى به خودتان رجوع کنید. یک کاغذ و قلم هم کنار دستتان باشد و جوابی را که انتخاب می کنید یادداشت کنید که بتوانید امتیازهایى که گرفته اید جمع بزنید. حاضرید؟ پس شروع کنید:

شک نکنید: شخصیت خود را محک بزنید

 
 
 |    نوشته شده توسط آرش ادامه مطلب | 
 
   
 

آیا سقفی بالای سرت هست؟
نانی برای خوردن

لباسی برای پوشیدن

و ساعتی برای خوابیدن داری؟ آری

نامی برای خوانده شدن

کتابی برای آموختن

و دانشی برای یاد دادن داری؟ آری

بدنی سالم برای برداشتن سبد یک پیرزن.

سقفی برای شاد کردن یک کودک

دهانی برای خندیدن و خنداندن داری؟ آری

لحظه‌ای برای حس کردن

قلبی برای دوست داشتن

و خدایی برای پرستیدن داری؟ آری

پس خوشبختی بسیار خوشبخت

 
 
 |    نوشته شده توسط آرش
 
   
  ۱ – افرادی که بیشترین وقت خود را صرف زندگی دیگران می‏کنند (مشاوره، راهنمایی و …)، از رسیدن به زندگی خود باز می‏مانند.
۲ – کسانی که می‏گویند “من نباید این راز را فاش کنم اما فقط به تو می‏گویم” دقیقا راز شما را نیز به همین صورت برای دیگران بازگو می‏نمایند.
۳ – گفتن حقیقت مهم است؛ این مهم نیست که ما راست می‏گوییم و دیگران اشتباه می‏کنند.
۴ – هیچ هدفی بدون طی کردن مسیر و راه آن دست یافتنی نیست.
۵ – کسانی که سر خود را مانند کبک در برف فرو می‏برند در واقع لگد دیگران را به جان می‏خرند.
۶ – آنچه که در ظاهر هر شخص می‏بینیم، به ندرت دقیقا همان چیزی است که آن شخص واقعا هست.
۷ – جرات و شهامت این نیست که روبروی شیر بایستیم بلکه این است که بفهمیم چطور می‏توان از شر او جان سالم بدر برد.
۸ – ما از همان اول پدر و مادر زاده نشده‏ایم، بلکه باید بیاموزیم که چطور می‏توان پدر و مادر بود.
۹ – کلماتی که بر زبان جاری می‏گردند، قدرت خود را از ما گرفته‏اند – از خود هیچ قدرتی ندارند.
۱۰ – افراد خردمند در سکوت به سر می‏برند تا بیش از هر چیز صدای تمنای خود را بشنوند..

                                                         بقیشم تو ادامه مطلبه

 
 
 |    نوشته شده توسط آرش ادامه مطلب | 
 
   
 

خداوندا بده مرگم
به سوي خود صدايم کن
بسوزان جسم و جانم را
از اين دنيا رهايم کن

در اين دنيا براي من
توان زيستن نيست
هراسم من از آن روزي
که گويم هيچ خدايي نيست

اگر خواهي که مجنونت بمانم
ويا اينکه هميشه
خداي خود بدانم
به سوي خود صدايم کن
از اين دنيا رهايم کن

 
 
 |    نوشته شده توسط آرش
 
   
                                  چرا  آتیش  این  دل ،  کم  نمیشه          چرا  کارم   شده  ماتم ،  همیشه

          چرا  دلها شده ،  پاییزی  و سرد          چر ا بیرون  نمیره  از  دلم  درد

          چرا  بازی  شده ،  دنیا  برامون          چرا  گشته  دورنگی ها  فراوون 

          چرا دنیا  دلش ، از جنس  سنگه          چرا با  این  تنه  خستم ،  میجنگه 

          چرا زخمی  شده ،  قلبم  دوباره          چرا  کرده ،  دلم  رو  پاره  پاره

          داره دل میکنه، جسمم رو نابود          زده  رو  آرزوهام  ، مهر مردود

          میخواد تن رو تویه  آتیش ببینه          میخواد  تا  پای  خاکستر ،  بشینه 

          میگه رقتن به سمت دل ، گناهه          به  سوی دل بری ، عمرت تباهه

          همینه  جرم  تو ، باید  بسوزی          دم  از دم  برکشی  و  لب بدوزی

 
 
 |    نوشته شده توسط آرش
 
   
  ببین اندام تنهاییم را
که در لحظه های خاکستری
در انتظار طلوع خورشید است


این شب ها
چشم های من خسته است
گاهی اشک ، گاهی انتظار
این سهم چشم های من است


نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم

در امتداد نگاه تو
لحظه های انتظار شکسته می شود
و بغض تنهایی من
مغلوب وجود تو می شود


صدای جیر جیرک ها به گوش می رسد
سکوت را نوازش می دهند
و جای خالی آدم های شب نشین را
با نگاهی معصومانه پر می کنند


ای کاش می شد فهمید در دل آسمان چه می گذرد
که امشب با ناله ای بغض آلود
بر دیار این دل خسته
اشک می ریزد


مترسک ناز می کند
کلاغ ها فریاد می زنند
و من سکوت می کنم....
این مزرعه ی زندگی من است
خشک و بی نشان
 
 
 |    نوشته شده توسط آرش
 
   
 

كاهش فشار خون، كاهش ميزان ابتلا به سرما خوردگي، كاهش استرس و ... تنها شروع اين بهره وري از عشق است. عشق و سلامتي به طرز عجيبي از هم متاثر مي شوند.

به گزارش گروه ترجمه سلامت نيوز،انسانها براي برقراري ارتباط مخابره مي كنند و زماني كه به برقرارري ارتباطي معقول و دوست داشتني موفق مي شوند، پاداش و بهره اي سترگ و عظيم را براي خود به ارمغان مي آورند. البته هيچ مدرك و شاهدي در رابطه با تاثير مثبت عشق هاي تازه و پر تنش و حرارت اوليه ، بر سلامتي مشاهده نشده است. افرادي كه عاشق مي شوند مدعي تجربه احساس جذاب ، جالب و پرتكاپو به طور همزمان هستند. اينها همگي مي تواند منبعي از استرس باشد. در حاليكه عشق ثابت و متعادل و عميق مي تواند تاثير مثبت بر سلامتي فرد داشته باشد. جالب است بدانيد كه افرادي كه داراي ارتباط بلند مدت و خشنود كننده هستند در سنجش ها و معاينات باليني امتياز بيشتري كسب كرده اند. رمز اين ارتباط موثر به خاطر داشتن احساس برقراري ارتباط با ديگران، دريافت احترام، احساس با ارزشي و احساس تعلق داشتن است.

و اما 10 فايده موثر ارتباط عاشقانه

1- نياز كمتر براي مراجعه به پزشك : يكي از فرضيه هاي توجيهي براي اين مزيت اين است كه افرادي كه داراي ارتباط خوب با يكديگر هستند بهتر از خود مراقبت مي كنند. بهترين دوستان شما به شما انگيزه حفظ رژيم غذايي سالم را مي دهند.

 

2- افسردگي و سوء مصرف دارويي كمتر : تحقيقات ثابت كرده كه ازدواج و تاهل باعث كاهش ميزان استرس در مردان و زنان مي شود وميزان مصرف مواد مخدر و نوشيدني هاي غير مجاز را به طور قابل ملاحظه اي كاهش مي دهد.

 

3- كاهش فشار خون: ازدواج موفق و شاد يكي از عوامل تاثير گذار بر فشار خون مي باشد و اين مقدار را در حد ايده الي حفظ مي كند.

4- كاهش اضطراب: اين افراد به دليل توليد دوپامين بيشتر كمتر دچار اضطراب مي شوند.

 

5- كنترل طبيعي درد: مطالعات MRI بر روي زوجها ثابت كرده كه فعاليت بخشي از مغز اين افراد در كنترل درد چشمگير تر مي باشد.

 

6- مديريت بهتر استرس: افرادي كه توسط ديگري حمايت مي شوند و ديگران آنها را دوست دارند در برخورد با شرايط استرس زا به طور معقول تري برخورد مي كنند.

 

7- كاهش ميزان سرماخوردگي: افرادي كه داراي روابط عاشقانه هستند كمتر دچار استرس، اضطراب و افسردگي مي شوند و در نتيجه سيستم ايمني آنها ارتقا مي يابد و در برخورد با عوامل ويروسي و سرما كمتر دچار بيماري خواهند شد.

 

8- التيام سريعتر: سرعت التيام زخم يكي ديگر از قدرت هاي حاصل از روابط عاشقانه است كه البته با انجام آزمايش صحت آن تاييد شده است.

 

9- افزايش طول عمر: سرعت مرگ و مير افراد مجرد به هر دليل ممكن 58% بيشتر از افراد متاهل است. ازدواج و تاهل و وابستگي با ميزان كاهش انزواطلبي در ارتباط است. تنهايي و انزوا طلبي يكي از دلايل اصلي مرگ و مير مي باشد.

 

10- زندگي شادتر: يكي از بارزترين مزاياي عشق، لذت و شادي است. شادي حاصل از تاهل و ازدواج و احساس تعلق بيشتر از درآمد قابل توجه شادي آور و لذت بخش است.

ارتباط خود را قوت بخشيد.

اگر مبتلا به اضطراب و افسردگي هستيد ، جهت درمان هرچه سريعتر اقدام كنيد.

مهارت ارتباطي و شيوه كنترل و مديريت گفتگو و بحث ها را آموزش ببينيد.

به انجام امور جذبا، جالب و شادي بخش با شريك و همسر خود بپردازيد.

موفقيت يكديگر را جشن بگيريد..

نكته آخر از اهميت قابل توجهي برخوردار است. به همان اندازه كه حمايت از همسر و دوست در بحران هاي زندگي لازم است، بودن در كنار هم و سهيم بودن درشادي يكديگر نيز داراي اهميت مي باشد.

 
 
 |    نوشته شده توسط آرش
 
   
 

معلم چو امد به ناگه كلاس چو شهري فرو خفته خاموش شد/سخنهاي ناگفته در مغزها به لب نارسيده فراموش شد

جوان بود و در عنفوان جواني ، جواني از او رخت بر بسته بود  /سكوت غم انگيز كلاس را صداي درشت معلم شكست: بيا احمدك !

زجا احمدك جست و بند دلش كزان بي هنر از هم گسست/درس ديروز را بخوان تا ببينم كه سعدي چه گفت

و احمدك درس نا خوانده بود بجز/انچه ديروز از ان برشنفت

زبانش به لكنت بيافتاد و گفت:ب ، ب ، بني ادم اعضاي يكديگرند /كه درافرينش ز يك گوهرند

چو عضوي به درد اورد روزگار /دگر عضوها را نماند قرار

تو ، تو ، تو كز... واي يادش نبود جهان پيش چشمش سيه پوش شد

نگاهي به سنگيني از روي شرم بيفكنده پايين و خاموش شد

معلم بگفتا به لحن گران : مگر چيست فرق تو با ديگران؟

چنين گفت احمدك زير لب:خدايا چه مي گويد

اموزگار مگر نمي داند كه در اين ميان بود فرق ما بين دار و ندار؟

چنين گفت احمدك با قلب چاك: كه انان به دامان مادر خوشند/ ومن بي وجودش نهم سر به دامان خاك

به انان جز از روي مهر و خوشي نگفته كسي تا كنون يك سخن

من از روي اجبار و از ترس مرگ كشيدم از ان دانش و درس دست

ببين دستهاي پر از پينه ام شاهدست ! معلم بكوبيد پا بر زمين:

به من چه كه مادر زكف داده اي! به من چه كه دستت پر از پينه است!

رود يك نفر پيش ناظم ، كه او به همراه خود يك فلك اورد!

چو او اين سخن از معلم شنيد به يادش امد شعر سعدي

و گفت: تحمل ، تحمل ، خدا را دمي،

تو کز محنت دیگران بی غمی...

                              نشاید که نامت نهند آدمی

 
 
 |    نوشته شده توسط آرش
 
   
  روزی تصميم گرفتم كه ديگر همه چيز را رها كنم. شغلم ‏را، دوستانم را، زندگي ام را!
به جنگلی رفتم تا برای آخرين بار با خدا ‏صحبت كنم. به خدا گفتم: آيا می‏ توانی دليلی برای ادامه زندگی برايم بياوری؟
و جواب ‏او مرا شگفت زده كرد.
او گفت : آيا درخت سرخس و بامبو را می بينی؟
پاسخ دادم : بلی.
فرمود: ‏هنگامی كه درخت بامبو و سرخس راآفريدم، به خوبی ازآنها مراقبت نمودم. به آنها نور ‏و غذای كافی دادم. دير زمانی نپاييد كه سرخس سر از خاك برآورد و تمام زمين را فرا ‏گرفت اما از بامبو خبری نبود. من از او قطع اميد نكردم. در دومين سال سرخسها بيشتر ‏رشد كردند و زيبايی خيره كننده ای به زمين بخشيدند اما همچنان از بامبوها خبری نبود. ‏من بامبوها را رها نكردم… در سالهای سوم و چهارم نيز بامبوها رشد نكردند. اما من ‏باز از آنها قطع اميد نكردم. در سال پنجم جوانه كوچكی از بامبو نمايان شد. در ‏مقايسه با سرخس كوچك و كوتاه بود اما با گذشت 6 ماه ارتفاع آن به بيش از 100 فوت ‏رسيد. 5 سال طول كشيده بود تا ريشه ‏های بامبو به اندازه كافی قوی شوند. ريشه هايی ‏كه بامبو را قوی می‏ ساختند و آنچه را برای زندگی به آن نياز داشت را فراهم می ‏كرد.
‏خداوند در ادامه فرمود: آيا می‏ دانی در تمامی اين سالها كه تو درگير مبارزه با ‏سختيها و مشكلات بودی در حقيقت ريشه هايت را مستحكم می ‏ساختی. من در تمامی اين مدت ‏تو را رها نكردم همانگونه كه بامبوها را رها نكردم.
‏هرگز خودت را با ديگران ‏مقايسه نكن. بامبو و سرخس دو گياه متفاوتند اما هر دو به زيبايی جنگل كمك می كنن. ‏زمان تو نيز فرا خواهد رسيد تو نيز رشد می ‏ كنی و قد می كشی!
‏از او پرسيدم : من ‏چقدر قد مي‏ كشم.
‏در پاسخ از من پرسيد: بامبو چقدر رشد می كند؟
جواب دادم: هر ‏چقدر كه بتواند.
‏گفت: تو نيز بايد رشد كنی و قد بكشی، هر اندازه كه ‏بتوانی

 

 
 
 |    نوشته شده توسط آرش
 
   
   دهقان فذاكارپيرشده چوپان دروغگوعزيز شده شنگول و منگول گرگ شدن كوكب حوصله مهمون رو نداره كبري تصميم گرفته دماغش روعمل كنه روباه وكلاغ دستشون تو يه كاسه است حسني گوسفنداش روول كرده،تويه شركت آبدارچي شده،آرش كمانگير معتاد شده ،شيرين،خسرو و فرهاد رو پيچونده وبا دوست پسرش رفته اسكي،رستم اسبش رو فروخته يه موتور خريده وبا اسفنديار ميرن كيف قاپي،....واقعاچه به سر ايران و ايراني آمده است..؟  
 
 |    نوشته شده توسط آرش
 
   
  یـک راه حـاضـر آمـاده برای از دست دادن دوستانتان، پـــول قرض دادن به آنها است. راه حاضر آماده ی دیگـر پول قرض ندادن به اوست. "—جرج جین ناتان کاملاً مشخص است که پول و دوستان را نمی توان با هـم داشـت. نـمــی دانم چقدر در دوستیتان صمیمی هـستید، اما وقتی صحبت پول می رسد، دوستی ها هـمیـشه کـنـار رفـتــه و نفس انسان ها جلو می آید.
زمانی که در مورد پول یا مسائل مالی صحبت می کنید، هیچگاه خوب تمام نمی شود.

صدها بار در زندگی با این مسئله روبه رو شده ام. دو مرد محترم و دو دوست صمیمی چطور از برادران خونی به دشمنان خونی تبدیل می شوند. چرا؟ چون یکی از آنها پولی داشته است که متعلق به دیگری بوده است، حال ممکن است این پول قرض یا سود یک معامله بوده باشد. حتی اگر سالیان سال هم با هم دوست بوده باشید، اگر یکی از طرفین احساس کند که معامله ی بدی با او می شود، این دوستی به کلی فراموش و نابود خواهد شد.

در اینجا به دو اتفاق که می تواند یک دوستی را بر هم زند اشاره می کنیم.

اتفاق اول: شما به دوستتان پول قرض می دهید
بله، سریعترین راه برای از دست دادن یک دوست این است که به او پول قرض بدهید. مردم به ندرت روی حرفشان می ایستند و به حرفشان عمل می کنند. من به طبیعت و سرشت برخی انسان ایمان ندارم و به همین دلیل بر طبق همین باور زندگی می کنم. حتی در بین انسانهای عاقل و دانا نیز به ندرت به کسی اعتماد می کنم.

به همین دلیل من یاد گرفته ام که قرض دادن پول به یک دوست یکی از دو نتیجه ی زیر را در بر خواهد داشت:

نتیجه ی 1: متوجه خواهید شد که آن پول را به او هدیه داده اید نه قرض، چون نمی بینید که قصد برگرداندن این قرض را داشته باشد و شما هم قصد ندارید که به زور آن پول را پس بگیرید.

نتیجه ی 2: شما پولتان را از آن دوست پس می گیرید و آن دوست را از دست می دهید چون در گیر و دار دعواها و مشاجره ها سر پس گرفتن پول ممکن است توهین های زیادی هم به او کرده باشید. در این حالت شما پولتان را به دست آورده اید اما دوستی را از دست داده اید که حتی نمی داند چرا شما از دستش ناراحت هستید. از طرف دیگر این همان دوستی است که قول و قرارهای خود را فراموش کرده است، حالا بگویید ارزش واقعی این دوست چقدر است؟

جواب منفی بدهید. اگر شما هم از آن دسته افرادی هستید که نمی توانید این خصوصیت دلرحمی را از خود دور کرده و عادت کرده اید به همه ی آدم ها کمک کنید، در اینجا چند توصیه برایتان داریم:

هر میزان پولی که قرض می دهید را به منزله ی پولی که از دست می دهید بدانید. آن را به حساب سادگی خودتان بگذارید. به خاطر همین بیش از اندازه به کسی پول قرض ندهید.
وثیقه بگیرید. ممکن است در ابتدا از این کار سر باز زند، اما شما هم بدون دریافت وثیقه هیچ پولی کف دست او نگذارید. چیزی با ارزشی بیش از پولی که قرض داده اید از او طلب کنید چون در غیر این صورت ممکن است پولتان را پس ندهد.
از همان روز اول برنامه ای برای پس دادن پول تنظیم کنید. آن را روی صفحه ای کاغذ نوشته و آن فرد را مجبور کنید هر ماه طبق آن برنامه پول را به شما پس بدهد.
تا زمانی که همه ی پول خود را پس نگرفته اید، پول بیشتری به او قرض ندهید.
اتفاق دوم: با دوستتان کاری را شروع می کنید
با بهترین دوستتان وارد کاری می شوید. در ابتدا همه چیز خوب پیش می رود. ممکن است در آن کار موفق شوید یا اینکه شکست بخورید. در هر دو حالت مشکلات آغاز خواهد شد. هر کدام از شما ممکن است این پیروزی را نتیجه ی اعمال خودتان بدانید و شکست را تقصیر دیگری بیندازید.

در این دو حالت یا پول وارد جیبتان می شود یا پولتان را از دست می دهید. اینجاست که بیشتر فکر حساب بانکیتان هستید تا دوستیتان.

حتی ممکن است مشکلاتی که وقتی در کار موفق می شوید ایجاد می شود بسیار بیشتر از زمانی باشد که شکست می خورید. چون آنجاست که دعواها و مشاجرات سر پول شروع می شود و هر کدام طلب پول بیشتری می کنند. وقتی پول وسط باشد، هر کسی خود را به هر زحمتی می اندازد تا به آن برسد، حتی ممکن است خیلی چیزها را سر راه خود نابود کند، مثل دوستی هایش.

وقتی در آن کار شکست می خورید هم که وضعیت کاملاً مشخص است. اینجا هر کسی تقصیر را گردن آن دیگری می اندازد و پول از دست رفته ی خود را از او طلب می کند.

اینجا هم توصیه هایی برای شما داریم:

از همان روز اول بدانید که دوستی خود را از دست خواهید داد. به هر نحوی چیزی اتفاق خواهد افتاد که مشکلاتی برای دوستیتان پیش خواهد آمد. ممکن است حتی زنها و دوست دخترهایتان باعث و بانی این مشکلات شوند. دو دوست داشتم که برای سالیان متمادی با هم کار می کردند. همه چیز به خوبی پیش می رفت تا زمانی که هر دو ازدواج کردند. این دو زن از یکدیگر متنفر بودند و شروع کردند در گوش شوهرهایشان زمزمه کردن تا اینکه کار موفق این دو دوست کاملاً برهم خورد.
همه چیز را باید قبل از شروع کار امضا کنید. چون هر آن ممکن است افراد زیر قول خود بزنند. وقتی هنوز کار را به طور رسمی آغاز نکرده اید، همه هر چیزی را امضا خواهند کرد. اما وقتی که در آن کار کمی پول در آمد، همه فقط فکر منافع خود خواهند بود.
فرضیه سازی نکنید. همیشه مشخص کنید که چه کسی چه کاری انجام دهد و هر کس چه مسئولیتی دارد.
اگر کسی که می خواهید با او کار را آغاز کنید دوستتان است اما بسیار با سیاست و دانا است، اصلا و ابدا فکر جلو زدن از او به مخیله تان خطور نکند. سعی کنید فقط کار خودتان را انجام دهید و با سایر مسائل کاری نداشته باشید. به نفعتان است.
 
 
 |    نوشته شده توسط آرش
 
   
  روزی فرشته­ای به کنار تخت­خواب مردی رفت و او را بیدار کرد و گفت: با من بیا تا تفاوت بهشت و جهنم را نشانت دهم.  آن مرد که فرصت جالبی بدست آورد آن را از دست نداد و با فرشته همراه شد. وقتی به جهنم رسیدند فرشته او را با تالار بزرگی برد که میز بزرگی در آن قرار داشت و روی میز از انواع غذاهای لذیذ، نوشابه­های گوارا و شیرینی­های خوشمزه انباشته بود. اما در انتهای تالار همه ناله می­کردند و می­گریستند. وقتی مرد به آنها نزدیک شد، دریافت که همه افراد بندی بر روی بازوان خود دارند که مانع خم شدن دستهای آنان است. در نتیجه آنان نمی­توانند حتی لقمه­ای در دهان خود بگذارند. سپس فرشته مرد را به بهشت و تالار بزرگ برد که در آنجا میزی بزرگ با انواع غذاهای مطبوع، نوشابه­های رنگارنگ و شیرینی قرار داشت.  اما در اینجا به عکس جهنم مردم می­خندیدند و اوقات خوشی را کنار هم می­گذراندند.  وقتی مرد به آنان  نزدیک  شد دقت کرد و دریافت  که آنان نیز همان قید و زنجیرها را دارند و دستشان خم نمی­شود تا بتوانند غذا بردارند و در دهان خود بگذارند.

به نظرشما تفاوت میان بهشت و جهنم چه بود؟

عچله نکنید هنوز داستان تموم نشده.

تفاوت آنها با جهنمیان این بود که بهشتیان غذا را برمی­داشتند و در دهان  یکدیگر  می­گذاشتند و به این ترتیب  به کمک  یکدیگر  از خوردنی­ها و آشامیدنی­های لذیذ بهره می­بردند.  

به این می­گن انسانیت. بهشت توی همین دنیا هم وجود داره. بعضی وقتا ما آدما مثل همون جهنمیا می­خوایم از آنچه در اختیار  داریم به تنهایی لذت ببریم و حاضر نیستیم حتی اون را بهترین دوستانمون شریک  بشیم و به خاطر همین حتی در بعضی از موارد نه تنها از اونها لذت نمی­بریم، بلکه باعث درد و رنج خودمون هم می­شیم. در صورتیکه شاید مثل همون بهشتیها با کمک کردن به هم بتونیم از اون چیزی که خداوند برای ما در فراهم کرده لذت ببریم.

آره دوست خوبم. عشق می­تونه جهنم رو به بهشت تبدیل کنه.. پس بیاید دست به دست هم بدیم و به جای اینکه با خودخواهی موقعیت­ها رو از دیگران بگیریم، عشق  رو به همدیگه هدیه بدیم تا از بهشتی که خدا در اختیار ما قرار داده لذت ببریم.

ما انسانها از جنبه­ای مثل حیوانات کوچک هستیم  که حتی  برای دففاع از خود پشم یا دندان تیز هم نداریم. آنچه از ما محافظت می­کند، شرارت ما نیست بلکه انسانیت و قدرت ماست برای دوست داشتن دیگران و پذیرفتن عشقیکه آنها به ما می­دهند. هارولدلیون

سرزمینی از آن زندگانی است، سرزمینی از آن مردگان، ((عشق)) پل میانی است.

عشق یگانه حقیقت و یگانه مایه بقاست.

سامراست موام: داستان غم­انگیز این نیست که انسانها فنا می­شوند بلکه این است که آنان از دوست  داشتن باز می­مانند.

 
 
 |    نوشته شده توسط آرش
 
   
  آدمهاي بزرگ و انديشمند ، بسيار اشک مي ريزند

هيچ گاه در برابر فرزند ، همسرتان را بازخواست نکنيد

ناتوان ترين آدميان، آناني هستند که نيروي بدني خويش را به رخ ديگران مي کشند

صدها راه براي پند و اندرز دادن وجود دارد اما بيشتر بدترين گونه آن ، که همان رو راست گفتن است را برمي گزينيم

افتخار در خشک کردن اشک است ، نه در جاری کردن آن . . .

هيچ گاه براي آغاز دير نيست ، همين بس که به خود بگويم اين بار کار نا تمام را پايان مي دهم

عشق تنها چيزي است که با بخشيدن،بيشتر مي شود.

انسانها یک به یک در خاک رفتند یکی شاد و یکی غمناک رفتند .چو باید رفت یک روزی از این خاک خوشا آنان که چون گل پاک رفتند.

باید که مهربان بود ، باید که عشق ورزید ، زیرا که زنده بودن ، هر لحظه احتمالیست

عشق حادثه ای است که انسان های بزرگ را متعالی و انسان های کوچک را مات ميکند!

زندگی سر گذشت در گذشت آرزوهاست!!!

همه چيز در پايان خوب است. اگر خوب نباشد بدانيد که هنوز به نقطه پايان نرسيده است

آتشی که عشق روشن می کند بسیار بیشتر از سردی و خاموشی ای است که تنفر به بار می آورد

هیچگاه کسی را مسخره نکنید، شاید قهرمان دنیای خویش باشد.

یادمان باشد در زندگی همیشه دنبال چیزی باشیم که یار خاطرمان باشد نه بار خاطرمان ...

 هميشه رفتن رسيدن نيست, ولي براي رسيدن بايدرفت

 
 
 |    نوشته شده توسط آرش
 
   
 

Once a Girl when having a conversation with her lover, asked
یك بار دختری حین صحبت با پسری كه عاشقش بود، ازش پرسید

Why do you like me..? Why do you love me?
چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟

I can''t tell the reason... but I really like you
دلیلشو نمیدونم ...اما واقعا"‌دوست دارم

You can''t even tell me the reason... how can you say you like me?
تو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان كنی... پس چطور دوستم داری؟

How can you say you love me?
چطور میتونی بگی عاشقمی؟

I really don''t know the reason, but I can prove that I love U
من جدا"دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت كنم

Proof ? No! I want you to tell me the reason
ثابت كنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی

Ok..ok!!! Erm... because you are beautiful,
باشه... باشه!!! میگم... چون تو خوشگلی،

because your voice is sweet,
صدات گرم و خواستنیه،

because you are caring,
همیشه بهم اهمیت میدی،

because you are loving,
دوست داشتنی هستی،

because you are thoughtful,
با ملاحظه هستی،

because of your smile,
بخاطر لبخندت،

The Girl felt very satisfied with the lover''s answer
دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد

Unfortunately, a few days later, the Lady met with an accident and went in coma
متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناكی كرد و به حالت كما رفت

The Guy then placed a letter by her side
پسر نامه ای رو كنارش گذاشت با این مضمون

Darling, Because of your sweet voice that I love you, Now can you talk?
عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا كه نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟

 No! Therefore I
cannot love you
 نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم

Because of your care and concern that I like you Now that you cannot show them,
therefore I cannot love you
گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت كردن هات دوست دارم اما حالا كه نمیتونی برام اونجوری باشی، پس منم نمیتونم دوست داشته باشم

Because of your smile, because of your movements that I love you
گفتم واسه لبخندات، برای حركاتت عاشقتم

Now can you smile? Now can you move? No , therefore I cannot love you
اما حالا نه میتونی بخندی نه حركت كنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم


If love needs a reason, like now, There is no reason for me to love you anymore
اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره

Does love need a reason?
عشق دلیل میخواد؟

NO! Therefore!!
نه!معلومه كه نه!!

I Still LOVE YOU...
پس من هنوز هم عاشقتم

True love never dies for it is lust that fades away
عشق واقعی هیچوقت نمی میره

Love bonds for a lifetime but lust just pushes away
 این هوس است كه كمتر و كمتر میشه و از بین میره

Immature love says: "I love you because I need you"
"عشق خام و ناقص میگه:"من دوست دارم چون بهت نیاز دارم

Mature love says "I need you because I love you"
"ولی عشق كامل و پخته میگه:"بهت نیاز دارم چون دوست دارم

"Fate Determines Who Comes Into Our Lives, But Heart Determines Who Stays"
"سرنوشت تعیین میكنه كه چه شخصی تو زندگیت وارد بشه، اما قلب حكم می كنه كه چه شخصی در قلبت بمونه

 
 
 |    نوشته شده توسط آرش
 
   
  تست مرد شناسی‌!!!!!!خانمها لطفا  
 
 |    نوشته شده توسط آرش ادامه مطلب | 
 
   
 

بانوى خردمندى در كوهستان سفر مى كرد كه سنگ گران قیمتى را در جوى آبى پیدا كرد. روز بعد به مسافرى رسید كه گرسنه بود.

بانوى خردمند كیفش را باز كرد تا در غذایش با مسافر شریك شود. مسافر گرسنه، سنگ قیمتى را در كیف بانوى خردمند دید، از آن خوشش آمد و از او خواست كه آن سنگ را به او بدهد.

زن خردمند هم بى درنگ، سنگ را به او داد.مسافر بسیار شادمان شد و از این كه شانس به او روى كرده بود، از خوشحالى سر از پا نمى شناخت. او مى دانست كه جواهر به قدرى با ارزش است كه تا آخر عمر، مى تواند راحت زندگى كند، ولى چند روز بعد، مرد مسافر به راه افتاد تا هرچه زودتر، بانوى خردمند را پیدا كند.

بالاخره هنگامى كه او را یافت، سنگ را پس داد و گفت:«خیلى فكر كردم. مى دانم این سنگ چقدر با ارزش است، اما آن را به تو پس مى دهم با این امید كه چیزى ارزشمندتر از آن به من بدهى. اگر مى توانى، آن محبتى را به من بده كه به تو قدرت داد این سنگ را به من ببخشى!»

 
 
 |    نوشته شده توسط آرش
 
   
  سلامی چو بوی گند کنکور . بالاخره ما هم وارد این دنیا شدیم ( آخه به نظر من زندگی هر آدمی بعد از کنکور دادن شروع میشه ) . حالا بهتر میشه فهمید که چرا بچه ها هنگام به دنیا آمدن گریه می کنند چون می دونند باید کنکور بدن .  
 
 |    نوشته شده توسط آرش
 
   
  شما می توانید با کلیک کردن بر روی لینک زیر روزانه پول بدست آورید . ضرر نداره . حتما ثبت نام کن .

                                                         پول

 
 
 |    نوشته شده توسط آرش
 
   
  سلام . اینم واسه ولگردی تو وب ( u87 )

البته اگر از OPERA استفاده مي كنيد اين تنظيمات رو انجام دهيد.Preferences>Advancedproxy server

تيك گزينه هاي 1و2و3و4 را بزنيد.

u87

 
 
 |    نوشته شده توسط آرش
 
   
 

t a r a n e h h a

t a r a n e h h a

t a r a n e h h a

بقیشم تو ادامه مطلبه

 
 
 |    نوشته شده توسط آرش ادامه مطلب | 
 
   
 
Taraneh ha groups
Taraneh ha groups
بقیه عکسا رو هم تو ادامه مطلب ببینید
 
 
 |    نوشته شده توسط آرش ادامه مطلب | 
 
 

pctfx3.3

Lonely Girl Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog برنامه نویسی تحت وب

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور


کد تغییر شکل موس